تبليغاتX
خلبوس

به نام تمام برگ برگ یک درخت

برای اطلاع رسانی از روند کار انتخابات خانه باید عرض کنم که به امید خدا تا اول هفته آینده تاریخ ، ساعت و مکان جلسه روز انتخاب را مشخص میکنیم تا با برنامه ریزی بهتر برای شرکت در انتخاب شورای مرکزی جدید ( دور دوم ) حضور بهم رسانید .

اما اهدافی که شورای مرکزی مد نظر داره آنها را با کمک همدیگر انجام بده به اختصار تعدادی را در ذیل اشاره میکنم :

- تشکیل جلسات ماهانه منظم .

- برنامه ریزی برای تشکیل کارگاه های آموزشی و فرهنگی ، تفریحی و ...  در طول سال با توجه به قوانین و ضوابط سازمان ملی جوانان و قانون داخلی کشور .

- ساماندهی و سازماندهی وبلاگ های بوشهری بصورت متحد در جهت ارتقا فرهنگ وبلاگ نویسی .

این ۳ مورد در حال حاضر بیشترین هدف مورد نظر این شورا میباشد . که با شکل گرفتن چارت و تشکیل گروه های زیر دستی و با ارائه پیشنهاداتی که در آینده از طرف اعضا خواهیم گرفت در حد توان به پیشبرد اهداف همت میورزیم .

در ضمن تا ۲۰ آبان همین ماه هم فرصت هست برای وبلاگ نویسانی که قصد دارند برای کاندیداتوری دور دوم شورا ثبت نام کنند . پس عجله کنید .

نوشته شده در  88/08/16  توسط هادی   | 


به نام تمام

مجبور باشی بی غیرت باشی و هیچ نگی ، خرد بشی و لب نزنی .

کسایی که منو میشناسن میدونن که از زبون کم نمیارم . اما وقتی خیانت میبینم در کنار صداقتی که داشتم سعی میکنم هیچ نگم  ، اگه دل شکسته وجود داره و اگه بشه با سکوت تفی که تو صورتم خورده از کثافت کاریش رو فقط با صبر و حوصله و دل بستن به اینکه سید و اولاد پیغمبری حقیقت باشه میگذرونم . ( فقط سپردمش به اونا )

خدا را شکر که شناختم بیشتر شد . اما باز مثل همیشه هیچ نمیگم .

واقعا شرمندشم و بازم خدا را شکر به جاش نیستم .

بیربط :

- تا چند روز آینده اهداف خانه وبلاگ نویسان و دلیل وجود شورای مرکزی و و اینکه انتخابات دور دوم چی هست ، چرا برگزار میخواد بشه ، برای کسانی که نمیدونن و یا اطلاعات کافی ندارند اینجا مینویسم . اما فعلا برای کسانی که کاملا بی اطلاع هستند پیشنهاد میکنم درصورتی که وقت دارند یک بار اساس نامه  رو بخونند.

نوشته شده در  88/08/10  توسط هادی   | 


به نام آغاز

بعد از کلی جلسه و نشست و بحث و حدیث آخر به این نتیجه رسیدیم که با همت دوستان دوباره شورای مرکزی  خانه وبلاگ نویسان بوشهر  که زیر نظر سازمان ملی جوانان مجوز فعالیت داره رو به سرانجام برسونیم .

از تمامی دوستان وبلاگ نویس بوشهری دعوت میکنیم تا با مراجعه به سایت خانه که به همت دوستان راه اندازی شده رفته و در صورت صلاحدید نسبت به ثبت نام انتخابات شورای مرکزی دوره دوم اقدام نمایند .

توضیحات تکمیلی بیشتر در سایت خانه موجود میباشد .

 

وبلاگ نویس عزیز بوشهری
تو هم با ما همراه شو تا استانی مجازی و بدون محرومیت را بنا کنیم

نوشته شده در  88/08/04  توسط هادی   | 


به نام تو

باید میشد آخرش ، خیلی تلاش کردم ، خیلی حرف زدم ، خیلی التماس کردم ، همیشه احساس میکردم یه جای کارم میلنگه و یا اینکه نمیتونم خوب توجیه کنم قضیه رو برای خودم . هر چی بود تمام شد. مجبورم با این رخداد کنار بیام . باید یا نباید دیگه نداره راهی هم ندارم مجبورم قبول کنم . میگن خدا خواسته . هنوز قبول ندارم .

فقط دلخوشیم همینه که هستش و بهم انرژی میده و خدارو شکر میکنم که حداقل اونو جلوپام گذاشته . که بتونم تو ابن مرداب نفس بکشم .

از دیشب فقط همینو میگم که شاید شاید شاید ... و فقط حکمتش رو منتظرم بفهمم .

حال و حوصله زندگی ازم گرفته . حداقل تا مدتی که بخوام دوباره جون بگیرم تلاشم میکنم .

نوشته شده در  88/07/29  توسط هادی   | 


خداوند انسان ها را برای دوست داشتن ، دوست دارد !

دیروز درس تربیت بدنی ۲ داشتم . از روز انتخاب واحد عذاب داشتم که ای خدا دوباره ما شدیم و...

یکی دو جلسه اول که نبودم و نرفتم  ولی دیروز دل زدم دریا و رفتم .

اولین صحنه خوشایندی که دیدم چهره آشنای استاد بود که همکلاس دوران راهنمایی بود . دومین صحنه چیدن میزای پینگ پنگ بود که گفتم یعنی میشه این واحد فوتبال نباشه ؟!!!! آخه از اول دبستان که بودم تنها ورزشی که تو مدارس وقت زنگ ورزش بود فوتبال بود .

 اینکه از فوتبال خوشم میاد منکرش نیستم اما زیاد فعالیتی نداشتم و زیاد وارد نیستم و بیشتر تماشاگرش بودم ، اما خوراکم ورزشای راکتی بوده و هست و خواهد بود .

حالا استاد داره حضور غیاب میکنه و من با لباس شخصی ایستادم و همه بچه ها لباس ورزشی تنشونه  بعد که حضور غیاب تمام شد رفتم پیشش کمی خوش و بش کردم و به احترامش رفتم لباسهای ورزشی تو ماشین آوردم و عوض کردم تا آماده شدم تقریبا داشت دویدنشون تمام مشید . بعد کمی نرمش گفت که هر نفر راکتی برداره و دو به دو برید پشت میز و خواست آموزش پینگ پنگ بده .

نمیدونید چقدر خوشحال بودم که آموزش فوتبال در کار نبود . 

آخر سر هم گفت مسابقه  و نفر اول یه نمره داره که شش نفر اول رو به امتیاز صفر زدم و تا فینال مجموع ۵ امتیاز ندادم .

جای بسی مسرت بود .

نوشته شده در  88/07/25  توسط هادی   |